فرهنگ پایداری

داری دلی به وسعت چشمان خیس من


قدّی به قدّ قامت چشمان خیس من


گفتی غزل بهانه ی یک لحظه بودن است


تصویر توست عادت چشمان خیس من


گفتم بیا، بیا و مرا با خودت ببر


تا عشق، تا نهایت چشمان خیس من


دیروز تو برای دلم شعر گفته ای


حالا رسید نوبت چشمان خیس من


گفتم بیا به کلبه ی مهتابی ام شبی


آری، بیا به حرمت چشمان خیس من


این بار می سرایم از اوّل برای تو


داری دلی به وسعت چشمان خیس من