فرهنگ پایداری

زیر پول پوشانده، زخم چاک چاکش را
در مسیر افلاکش، کرده گم ملاکش را
خسته شد از این بازی خواست تا خودش باشد
زیر خاک پنهان کرد چفیه و پلاکش را
برده است از خاطر، با نسیم و با دریا
با شقایق و با سرو، وجه اشتراکش را
لانه کبوتر بود کاش ترکشی... تیری!
حیف حیف! کرکس برد، قلب صاف و پاکش را
می دهد ز کف راحت، آبروی... نه! آخر
پیش از این نمی داد او یک وجب ز خاکش را
زندگی خوش، تهران، برده است از خاطر
سال شصت، خرمشهر، زخم چاک چاکش را
عاشق شهادت کو؟ مرگ بسته درها را
او خبر ندارد که... او نبسته ساکش را؟

محمدحسين ابوترابي


منبع: کتاب «خاک، خون، حماسه»، مجموعه شعر دفاع مقدس (6) «ویژه خرمشهر» به کوشش: شیرینعلی گلمرادی، چاپ دوم سوم خرداد 1385، صفحه 15-16.